جمعى از نويسندگان
298
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
علامه طهرانى در كتاب روح مجرد مىفرمايند : « حضرت آقاى قاضى براى گذشتن از نفساماره و خواهشهاى مادى و طبعى و شهوى و غضبى كه غالبا از كينه و حرص و شهوت و غضب برمىخيزد ، روايت « عنوان بصرى » را دستور مىدادند به شاگردان و مريدان سير و سلوكالىاللّه ، تا آن را بنويسند و بدان عمل كنند . يعنى يك دستور اساسى و مهم ، عمل طبق مضمون اين روايت بود . و علاوه بر اين مىفرمودهاند : بايد آن را در جيب خود داشته باشند و هفتهاى يكى ، دو بار آن را مطالعه نمايند . » آيتاللّهقاضى به يكى از شاگردان شان مرقوم داشتهاند : « و لازم است حال كه رفيق و همسفر نيست كتاب يا كتابها . . . داشته باشيد . » رفيق راه و ديدار دوستان نيز ديگر راه كار تذكر و يادآورى معارفاست كه آن جناب باز در پاسخ نامهاى مىنويسند : « زياد به زيارت و ديدار برادران نيك سيرت برويد ، چرا كه آنها برادران شما در پيمودن راه و رفيق در مشكلات هستند . » 5 - حفظ معارف از نامحرمان از منظر آقا سيدعلىقاضى حفظ معارف از افرادى كه هنوز به آن مرتبه خاص از مقامات نرسيدهاند امرى واجب و ضرورى است . آيتاللّهنجابت نقل مىكند : در محضر آقاى قاضى بوديم و ايشان صحبت از آقاى انصارى كردند ، سؤال كرديم : آيا ايشان خدمت شما مشرف شدهاند ؟ فرمودند : « بله ، وقت گرفتند كه بيايند ، بنده براى سه شنبه وقت دادم . صبح سهشنبه كه شد ، تأملى كردم ، ديدم آقاى انصارى اگر بخواهد بيايد به همراه شخصى مىآيد و با بودن اين شخص ، من وقت اين مرد محترم را ضايع مىكنم . گفتم : لازم نيست بيايى . » اين قصه را آقاى قاضى براى بنده فرمودند . آقاى قاضى وفات كردند و بعد از آن ما از محضر آقاى انصارى محظوظ بوديم ، يك بار به ايشان عرض كردم : آقا ! محضر آقاى قاضى مشرف شدهايد ؟ ايشان آهى كشيدند و با نهايت تأثر فرمودند : « رفتند برايم وقت گرفتند ، من كوفه بودم با فلان سيد ، از كوفه راه افتاديم به طرفنجف اشرف تا رسيديم به جديده ( شهر جديد كه منزل آقاى قاضى آنجا بود ، ) سر كوچهاى كه منزل آقاى قاضى آنجا بود ، ديدم قلبم مىگويد : لازم نيست بيايى ! ما هم برگشتيم و ديگر موفق نشدم خدمت ايشان بروم . » آقاىقاضى در پاسخ فردى كه به نتايج مورد نظر سلوكى خويش نرسيده است به همين موضوع اشاره مىفرمايند و تأكيد بر عجله نداشتن در اين مسير مىكنند و مرقوم داشتهاند : « از اوراد دادن به غير ، مضايقه نيست . . . الا اينكه محل را ملاحظه نمائيد ، تا طلب صادق نديديد